^^^^^*^^^^^من نمیدانم چه کسی وطن را فروخت اما میدانم چه کسی بهای آن را پرداخت
مقامات مثل عنکبوت برتاروپود بیشمار و درهم تنیدهی قوانین کمین کردهاند و دیر یا زود شکارشان میشویم و کافی نیست که روزگاری پایمان را از دست دادهایم، باید از زندگیمان هم دست بکشیم. حکومت آنطور که حالا به چشممان میآید، دیگر چیزی ماورائی نیست برفراز سر ما، تمام ضعفهای زمینی را داراست و هیچ ارتباطی با خداوند ندارد. پیش از هر چیز دیدهایم که به هیچوجه قدرتی یکپارچه هم نیست. حکومت به پلیس، دادگاه و که میداند چندین و چند وزارتخانه تقسیم میشود. وزیر جنگ مایل است به کسی نشان افتخار بدهد و با این حال پلیس او را به زندان میاندازد. دادگاه او را احضار میکند و همزمان جناب بازرس. اینطور است که بعضیها بیخدا، کافر و انارشیست میشوند. • صفحه ۱۶۶ #عصیانیوزف روت
خلق زندگی دلخواهتان شاید کمی ترسناک به نظر برسد. اما میدانید چهچیزی از آن هم ترسناکتر خواهد بود؟ پشیمانی. روزی که در حال کشیدن نفسهای آخرمان هستیم و دیگر هیچیک از نظرهای دیگران و ترسهایمان اهمیتی ندارند، فقط این مهم خواهد بود که چطور زیستهایم. اجازه ندهید انتظار و نظر دیگران زندگی شما را هدایت کند یا به نابودی بکشاند. • دوستداشتن، عشقورزیدن یا احترامگذاشتن به من، وظیفهی شما نیست. وظیفهی خودم است. • صفحه ۱۲۱#بی_حدومرز جیم کوییک
«در پانسیونم یک سگ دورگهی بیارزش داشتم. موی پرپشتی داشت که حتی تابستان هم نمیریخت. وضع تاسفآوری داشت که آخرش ناچار شدم آن را بزنم. اما درست همان وقتی که میخواستم موهای چیده شده را دور بریزم، سگ - نمیدانم در ذهنش چه میگذشت - زوزهی رقتانگیزی کشید، مقداری از موها را بهدهان گرفت و بهطرف لانهاش دوید. شاید حس میکرد که مو قسمتی از تن اوست و نمیخواست از آن جدا شود. دارم از موها حرف میزنم. مشتی مو. متوجهی؟ دارم سعی میکنم حالیت کنم که دلبستگی بیهوده به یک مشت مو چقدر بیمعناست.»• صفحه ۶۹#زن_در_ریگ_روانکوبو آبه
ممکن است که در گلولای زندگی فرو رفته باشید و بهآسانی میتوان فهمید که گاه زندگی را گلولای فرامیگیرد. در این شرایط دشوارترین کار این است که تسلیم ناامیدی نشویم. اما باید بهیاد بیاوریم که رنج نوعی گلولای (مرداب) است که برای خلق لذت و شادی (نیلوفر) به آن نیاز داریم. بدون رنج شادکامی معنا ندارد. • صفحه ۱۹#نیلوفر_و_مرداب تیچ نات هان
سلام به همه خنگولستانی های قشنگوم بلاخره بعد هزار و شونصد سال زیر ساخت خنگولستان رو تغییر دادیم و دست ساز اوردیمش بالا
مطمعنن ممکنه کلی مشکل و باگ داشته باشه برای اوایلش که نیاز به صبر و حوصله است و امیدوارم تغییرات حالی به حالی کنه هممون رو ماچ به همتون خوشگلای من الهی به امید خودت
*~*~*~*~*~*~*~*
خدارو کجا میگیردیم؟ تو مسجد؟ لای تبرک هامون؟ کجا داریم میری؟ راه دور؟ کی از این بند الکی مادی که ذهن محدودمون برا خودمون ساخته دس میکشیم؟ چرا همه چیزو مادی میبنیم؟ مگه میشه همه چیو با ترازوی مندرج اندازه گیری کرد؟ مثلا همین عشق خودمون! کجا دیدی با کیلو بهت بکشن بدن؟ ب قول سهراب جانم: و خدایی که در این نزدیکی است: لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند
دو دقیقه پیش
در حال حاضر هنوز بخش چت راه اندازی نشده است
دو دقیقه پیش
یکمی صبور باش عزیزکوم درستش موکونیم
دو دقیقه پیش
تست برای پیام طولانی چند خطی
خط دوم
خط سوم